سال بعد از اولین کنکور یک جوری است.یک جوری که انگار به مچ یک پایت طناب بسته و برعکس از جایی آویزانی.ناراخت و غمگینی اما در حال شکل گیری و نگهداری روابط دوستانه ای که از مدرسه به جا مانده هستی شاید حتی نگرانی که دوست هایت را از دست بدهی.میل به استقلال داری در مورد این ه و دانشگاه رفتن مرددی.چون تایم زیادی برای دوباره کنکور دادن در خانه آای امکان دارد مورد پرخاش و تضاد و بهم ریختگی از جانب خانواده قرار بگیری.
فکر نکن دانشگاه رفتن همیشه روابط خاص و سازنده ای میسازد.من در دانشگاه با کمرنگ ترین و ناهماهنگ ترین دوست هایت آشنا شده ام.ادم هوایی که نه شبیه ام بودند نه حتی متضادی که میان بکشد مراوده داشته باشم.هرچند در دانشگاه مراوداتم را حفظ کرده ام هنوزم هم دارم اما کم.ادم ها ممکن است آدم های مورد علاقه و دوست داشتنی زندگی را هرجایی پیدا بکنند.
اگر میخواهی دوباره کنکور بدهی خودت را از ناحیه روان دیوانه نکن.برنامه ای خوب بچین.حتی سرکار سبک برو.تقریح هم بکن.
دو نکته
اول اینکه از ترس حرف آدم ها سریع به دانشگاه نرو.
اگر مرددی یا بعد از انتخاب مردد شدی و فکر کردی باید برگردی باز هم به دیگران اعتنا نکن و برگرد
اگر میترسی با دانشگاه نرفتنت همیشه بدون تحصیلات میمانی و این فاصله نمیگذارد روزی دانشجو شوی صبر کن تو هر زمانی میتوانی با تصمیمات درست برگردی
در این برهه مهارتی کوچک برای دوران دانشجویی و گذران مالی دست و پا کن
مهم ترین همین که گفتم درست انتخاب کن حتی اگر دیرتر به دانشگاه بروی حتی اگر رفتی و مجبور به انصراف شدی.