پشت گوشام قسمت بالایی دودو میزنه.حالم خوب که نه معمولی بود در آخر کارآموزی بود. نمی‌دونم چقدر اوکی شدم اما خب. کاش فردا خونه نبودم. صدای هواپز و وزوز سبب زمینی‌ هوایی که سرسری مرینیت شده و از اونور صدای ظرف ها. پریشب که با مامانم سر جای الوئه چرا و اینکه بی دلیل اومد دنبالم و مضطربم کرد بحثم شد. حالا خیلی خیلی داغون ترم من. امروز دوست داشتم فقط بخوابم اما خوابم نمیره از استرس بعد از اتفاق های زنگ به هو. خب این آخرشه. همه چیز های مختلف داره به آخرین نقطه میرسه. بعد این همه چیز فرق می‌کنه. یا همه چی درست میشه یا طوری به گام می‌ره که تمام.

+ تاريخ چهارشنبه ۱۴۰۳/۰۵/۰۳ساعت 23:54 به قلم خانوم ساکورا |