اول داشتم به آهنگ شهر اشباح گوش میدادم وقتی تمام شد آقای براهنی از وسط پلی لیست کانال پخش شد بی آنکه من پلی کنم

گشت و بازگشت

با گله سیاه و سفید خرگوش هایش پیشم می آمد.

آقای براهنی نمی‌دونید که چقدر قشنگ می‌خونید. آرزو داشتم شعرهام با صدای شما ادا میشد نه زنی چون خودم.

خسته ام امروز عکسی از خودم گذاشتم و ریپلای کردم به آهنگ شهر اشباح

می‌دونم. زنی می تو نیاید اینجوری زندگی کنی.

حالا نیمه عصر فکر میکنم به همه چیزهایی که باعث میشه زندگی دست خودم نباشه خسته ام از چیزهایی که بر آن کنترل ندارم و مثل یه غول کل زندگیمو میخورن.

همه این فکرت با سبک زندگی‌ سوز شروع شد.

سو چهار سال از من کپچکتره پرومادر معمولی داره سرکار نرفته تاحالا و همیشه همه چیز داره.

+ تاريخ یکشنبه ۱۴۰۳/۰۸/۲۷ساعت 20:33 به قلم خانوم ساکورا |