دارم به یه کاور از smth Else matter گوش میدم وبه این دارم فکر میکنم که مامان تو به دنیا اومدی فقط برای عصبی کردن من برای تخریب من.

تو مامور تخریب منی بخدا.

خیلی حالم بده و دارم با خودم می‌جنگم

این چندروزه انقدر که دوباره مثل قدیما بغض طور شدم.

خوابم نمیره و همش دارم کابوس این اخبار تخمیو میبینم

از اونور یاد حرفای کارفرمای آخرم میوفتم.

فکر کن وسط همین حرفا با حال بدم تو میای سرتا پای منو با انتقاد از دوخ قهوه‌ای می‌کنی. ممنون که هستی چون هیچ جایی از زندگیم حضورت اثر موثری نداشته.

+ تاريخ جمعه ۱۴۰۳/۱۲/۲۴ساعت 20:37 به قلم خانوم ساکورا |