ای حرمت ملجا درماندگان
اولین باری که رفتم مشهد ی فنچ خسته بودم که در به در دنبال کتاب و فیلم میگشتم ماه رمضون بود.
دفعه دوم در رابطه لانگ دبستانی بودم و تنها حس بزرگ اون سفر بدام قطار بود انگار قطار نبود انگار آدم بود ی آدم که به حرفام گوش میداد
دفعه سوم نرفتم
قرار بود با تو برم
قرار بود با تو برم
اما این قرار مآل وقتی بود که فکر میکردم تو ار همه بیشتر دوستم داری
داشتم فکر میکردم خودت به همه چیز اصرار و عجله دادی
خب طبیعیه تو از اول میدونسیتی داستان از چه قراره
چه دلیلی داشت ی خروار سوغاتی بیاری
چه لزومی داست خانواده من در جریان باشن
اصلا بهم بگو چی از دست دادی تو این رابطه تا بهت بگم الاغ منم که تو آسانسور فودکورت جلو دوستت خفه خون گرفتم الاغ منم که اولین کادویی که بهم دادی رو با دوز و کلک ازم گرفتی حتی کادو تولدم رو ولی خودتم میدونی من اصیل زاده تر از این حرفام خورده تر و پوشیده تر و دیده تر از این حرفا بودم...اینو این روزا خوب درک میکنی عشقت خوب بهت نشون میده من کی بودم با هر آدمی که برخورد کنی هی بیشتر متوجه پیشی من کیم من کجا و چیم
الاغ من بودم که هیچکسی از طرف تو در جریان ما نبود
الاغ منم که مادرت منو ندیده قضاوت کرد و.....
الاغ منم که وقتی دلم گفت بهش اعتماد نکن کردم
وگرنه کی یوهو از عشقش دست میکشه جز کسی که صدبار بهش فکر کرده جز کسی که چیزی رو مخفی کرده جز کسی که دیگه دردسترس نیست جز کسی که رفتارش تغییر کرده جز کسی که به من میگه تنها برو صادقیه جز کسی که از دشمن هم با من بدتر رفتار میکنم
جز کسی که کاری میکنه دیگه ار خودم بدم بیاد
جز کسی که عز و جز منو پشت تلفن به سخره میگیره که به عشقش برسه.....
بسه
بسه
بسه
من چه گناهی داشتم که تو انقدر بد کردی باهام؟