سلا سلام سلام
خب خیالتان راحت کسی اینجا رو نمیخونه
کسی اونقدر همت نداره منو بخونه باووووو
کبود افتادم یه گوشه هیچوقت انقدر بی فایده و لجن نبودم که نه درس نخونم نه کار نکنم هم اینکه شکل زامبی یشم
دارم نامجو گوش میدم دخترا پسرا ای کسانیکه نمیدونید بدونید که من خیلی کصخلم و هر چیزی تو زندگیم و یه شوخی گرفتم منو به فلک رسوند.
خب از بی فایده این روزا نمیتونم قل بزنم و دارم تباه میشم 5 ماهه ترک کردم و یادم اومد اون اکس عنم بهن گفت از دختر قلیونی خوشم نمیاد اما دیدم اواخر سیگاری شده....
من دلم میخواهد برگردم به روزززایی که وقت پروژه دادن نداشتم به روزای سختی که 2 میرسیدم خونه فقط برای اینکه خودم پای خودم وایستم حاضرم برگردم به شبانی که قهوه تلخ تنم و مور مور میکرد تا بتونم درس بخونم من خیلی سختی کشیدم من خیلی بیشتر از همه دخترا کشیدم دیگر اخری ترکش بدی بود که فقط ی حرومزاده میتونست ساطع کنه پسری که اومد تو زندگیم و بعد از اینکه بهش علاقمند شدم رهام کرد و تا روز آخر قاطع ابراز علاقه بهم میکرد تقصیر خودم بود من نباید چیزی رو جدی بگیرم نمیدونید چرا جدی گرفتم وقتی چیزی میخواهد از بین بره تو ناخودآگاه بیشتر دلت میخواهد نره
این رفتن برای من شبیه رفتن پدر م از زندگیم بود و تبعات شکل اون روزا رو تحمل کردم پس فکرر نکن که من راحتم و راحت بودم و تو رها کردی و اتفاقی نیفتاد.
خدایا شکرت برای بودنت برای بودنت
من برای اولین سال داشتنت با همه جنگیدم تو چی
آغوش کی مستت کرد؟؟؟