تو توی ناامید شدنای امروزم و روزهای بعدتر حتی دخیل چون برای من تصمیم گرفتی زر مفت زری بهم تحمیل کردی نزاشتی کفش تابستونی بپوشم نزاشتی پیشرفت کنم به جاش خودت افتادی تو دور سیگار و شلوار زاپدار و پیرهن های تنگ که سلیقه من نبود سلیقه اون دوست پسر دزد بود .ولی اگه اون نبود از کجا میفهمیدم با به آدم ضعیف النفس هول در ارتباطم با ی آدم محجوب نما