حالم بده خستم خسته بی هدف بی انگیزه جون ندارم حالیم فردا باید بریم مدرسه جدید داداشم کاش ثبت نامش کنند اگر براش خوب باشه .نه که مث من تو دبیرستان هوشمند به گای سگ بره. 

حاضرم بمیرم و خدا با ته مونده فداکاری من زندگی بقیه اعضای خانوادم رو درخشان کنه. تو مخم نمیره خوشبختی بیاد دیگر طاقت هیچ عشقی رو ندارم من خودمو میشناسم درمان نمیشع این قلب پاره پورم حتی اگه خوشبخت بشم.

خسته ام چون دهسال گذش از اون روزا که تو اون مدرسه زار میرد م 

دلم مبخوایت هنرستان تئاتر بخونم اما بابام نزاشت بابام همیشه تو زندگی تخمی من روحش مونده و هیچ نمیزاره و هی نمزاده تپیدنم چرا نمیمیره این مرد زن م د زن مرد زن 

سر جای قبلمم جستار کردم تو این ده سال 

چرا هنوز لنگم

چرا گول خوردم

چرا ی پسر بچه زندگيمو به گا داد؟

چرا دیگر امیدی نیست 

شما خسته نیستین

+ تاريخ یکشنبه ۱۳۹۹/۰۴/۲۹ساعت 2:56 به قلم خانوم ساکورا |

یافتم یافتم

دخترکه همانی نیست که بیخود میخندید به من و تو ب حالت عصبی تو سفره خونه دم خونتون؟؟؟

با خنده های عصبی کنار میای؟؟؟

ولی تو از اینکه من متوجه هر چیزیت بشم فرار میکنی ولی من بدبخت تا میبینم تو آنلاين شدی و ی پست گذاشتی یادم میاد زنده ای زنده ای

+ تاريخ سه شنبه ۱۳۹۹/۰۴/۲۴ساعت 22:46 به قلم خانوم ساکورا |

اون دختری که هزار بار منو تو رو دیده کنار هم کنار هم کنار هم کنار هم ولی اومده با تو اون دختری که توی 6 ماهکی کات فهمیدم کدوم گاویه همون گاوی که دوبار تو سفره خونه دیدمش و رفتار های هیستریک داشت و انگار از قبل هم داستان داشتی باهاش. 

همه پی تموم بود 

تموم تر شد 

حالا اگر یکم به خود غم داشتم خاک برسرم این چیه این چیه؟؟؟

شاید هم تو بهش اعلام سینگلی کر دی

مطئمن نیستی اینجا

پس گوش کن 

که زبونم درازه جلو خدا که من بنده ام که اگه ساکت ام تو جوابشو بده  که تو عشق کم نزاشتم که عاشقش کردم که بدی نکردم. 

که اگه سکوت منو میبینی بترس که بترس که من علاف تو نبودم با روحم بازی کنی و بری اون عروسک روانی رو برداری و بهش علاقه بدی آره آره 

حالم از دست هات که به دست اون خورده از چشمات که اونو بهم ترجیح داده بهم مبخوره ولی اون میدونیت ما باهمیم 

چرا نمیمیررری از شرم و بجاش روز به روز وقاحتت بیشتر میشه برو خودتو گم و گور کن نه پیجت ته زندگیت نه خانوادت نه کارت همه اینا برام بی اهمیت هستن چون تو برام بی اهمیتی خیلی بی اهمیت!!!!!!!!!!!

+ تاريخ سه شنبه ۱۳۹۹/۰۴/۲۴ساعت 4:0 به قلم خانوم ساکورا |

ز 22 دی به هیچی فکر نکردم اینکه در آغوش کسی جا بشم کسی دوستم داشته باشه پیراهن مردانه که بپوشم و بوی تن آدمی که دوست دارم را بدهد آخر کسی نیست تو اولی و اخری و جدی ترین بودی ک گاف الهی از آب در اومد

من خیلی عاشق پیشه بودم همیشه اما نه از این ولو ها بلکه در درونم مثلا کسیکه ظاهر و رفتار ظاهریمو میدید حتی خود تو فکر نمیکزد با ی دختر حس گرا طرفه تو کاری کردی با دیدم و اعتمادم که حتی نمیتونم دست های کسی رو تصور کنم.

خدا وندا نمیگذرم از دید خراب شده ام

+ تاريخ دوشنبه ۱۳۹۹/۰۴/۲۳ساعت 4:43 به قلم خانوم ساکورا |

امام رضا بد دلم هواتو کرده لایق وصل تو که من نیستم من لنتی با هق هق های دیشبم چطور لایق وصل تو بشم؟؟؟
+ تاريخ یکشنبه ۱۳۹۹/۰۴/۲۲ساعت 2:37 به قلم خانوم ساکورا |

چشمام پف کرده و تازه میخواهم بخوابم اعصابم تخمی ترین حالت ممکن رو داره الان.چقدر بدم مباد ازت ازت بدم میاد از دروغگوییت از محجوب بازیت از همه چیت از حرفا با میم.خدا نشناسترینی تو

+ تاريخ شنبه ۱۳۹۹/۰۴/۲۱ساعت 6:22 به قلم خانوم ساکورا |

من تحت حمایت الهی هستم

خدا با من است 

وگرنه 

من 

الان 

مرده بودم.

+ تاريخ جمعه ۱۳۹۹/۰۴/۲۰ساعت 4:39 به قلم خانوم ساکورا |

قبول دارم دنیا داره هر روز تیره و تار میشه پست های اینستاگرام هر روز بیشتر بو میگبرن و عکس تلگراممون خشک شده.تو شرایط فعلی اگه هموتون ناامیدید منم ناامبدم من ناامبدم چون شرایط سختی داشتم همیشه و آخرش صاف خورد تو خال آخریش بلد بود چطور فلج کنه منو تا دیگه نتونم راحت از صفر شروع کنم آخریش بلد بود چکار کنه که وزنم کم شه از خودم بدم بیاد و گوه بمالم به زندگیم میدونین قبل آخریش من مسائل سختتری داشتم اما از پسش بر اومدم.چند روز رها میکنم بعدش باز سناریو از اول شروع میشه خودم زندگیم آدمای دورم و همه چی و ول کردم علنا شدم چیزی که بدم مباد ازش ی دختر بیست و اندی ساله خونه نشین که قلمش میگه گاو شدی دختر؟؟؟؟؟؟؟؟؟

از شما چه پنهون شبیه کلا شده رفتارم زیاد دیگه روم حساب وا نمیشه کرد به تدریج پوست انداختم و کوفت شدم.خب همدردی با ی دختری که دیشب متوجه خیانت دوست پسرش شر یکم منو تکون داد 6 ماه از عمرم پسا کات و 1 سال و نیم هم که چرخ و فلک با تو گذشت 20 اندی سالگی قشنگم منو ببخش انقدر دارم میرینم بهت منو ببخش منو ببخش. 

یادم از هر چی که یادم میاد بدم میاد. 

خلاصه که 

راستی همه خوابن اینجا من دارم بممممرانی  گوش میدم آینده رد

ن میخوونه 

سرم درد میکنه دلم برای پسر دایی چند ماهم تنگ شده 

دارم فکر میکنم به آدما و لیاقت شون که دقیقا اونجایی که ی کسی نالایق بود من خودم رو خرجش کردم به خودم میگم عاشقانه های تو ارزش مندن خودت میدونی حس های قویتو نباید خرج کسی کنی آب دهنم رو قورت میدم 

حتی برام مهم نیست که اگه با ی زن فاحشه یا دختر اوپن مایند باشی و آقا چاوووشی میگن همخواب رقیبانی. خلاصه علی عاقا اغیار همدم و لایق شماست اغیار که بهت اجازه نمیداد منو برسونی گوشیمو پس بدی و حتی کادو تولدمو بدی. 

 

خودت دیدی دنیای قبل تو اومدنم رو 

تو فست فود ته ته دلخوشیام به ترم اخری بودن میچرخید بستنی آدامس به پسرحسابداره که فاز داشت به فک زدن با همکارام ب پریم که میگفت تو شبیه بچه دبستانیا با کوله میلی تو .تو تحسین آدما.به محمد که میگفت آفرین کتاب بخون.به هادی که میگفت مهندسیت مبارک.به مدیر هام که حرمتمو نگه میداشتن به پیرمردی که میگفت تو بهترین دختر مجموعه مونی که جلو مامانمو میگرفت فقط بگو این دختر رو چطور تربیت کردی که خوبه ماست؟؟؟

دانشگاه رفتنم و زندگی خودم و بدون کسی بودن ازم ی دختر مقتدر ساخته بود که براش مهم بود چی بپوشه شال گردن یادش نره که با آهنگ بمدانی تو فردوسی جون تو رگاش به جریان بیفته که بخنده که بخنده که قوی باشه. 

ولی بببین منو چطور بدست آوردی اونو چجودی اون اومد تا بهم نشون بده تو راحت میلغزی اومد تا بگه بهت اعتمادی نیست آوند تا بگه تو هنوزم کوچکی اومد تا یادم بندازه قبل دوستی چقدر کوچک میدیدمت و اگه باهات دوست نمیشدم تا ابد کوچک میموندی برام مثل میثم همکارت مثل ...... الان از آنموقع هم کوچکتری 

به کلمات احساسم لباسم وجودم و متفاوت بودنم هم احترام نزاشتی. 

بابام خیلی وقتا میگفت باید از صفر شروع کنم گفتم بابام گفتم بابام.

من زیر صفر ام الان تو منو به صلیب کشیدی حتی دوست دخترت اونقدر ت نداشت بیاد خودشو نشون بده تا بهش بگم اگه دهنم و وا کنم دق میکنه که بگم حتی کلمات من سرش نمیشه.تو منو به زور به دست آوردی حالا بببین که رابطه جدید و قشنگت که به خاطرش از آدم بودنت دست کشیدی به کجا میره

دلم میسوزه که بعد ار یکسال و نیم دوستی بهم گفتی این مانتو مشکی چقدر بهت میاد و یادم می افته اولین بار فشم پوشیدم و یادم میاد و اه 

من یادم میمونه تو واقعی نبودی حتی سنت هم واقعی نبود

تو چی قراره یادت بمونه 

مگه تو چیزی هم یادت میمونه

اول از همه خودتونو در نظر بگیرید به کسی زیادی بها ندید حتی اگه واستون مرد حتی!تیز هوش باشید نزارید کسی خر عرضتان کنه مثلا من بیخودی گریم میگرفت نگو که وی با دیگران زیادی قاطی شده چه بسا که به خواب هایشان به اتاق خواب هایشان سر میزند. 

بنظر شما مردی که یهو عوض میشه و دوستت نداره و دروغ میگه و میخواهد تو حال خودش باشه و در دسترس نیست و پشت خطشی مدام و اتفاقا زیادی میبرتت بیرون و راحت ازت دست میکشه به اتاق خواب کسی رسوخ کرده که چند وقته میشناسش ؟؟؟

حتی حس میکنم اواخر به زور منو میبرد سفره خونه که با طرف نره فکر کنم کنترل نداشته به خودش برای کشش به طرف. 

ولی ترید تو رابطه کسی 

یا اگه بدید نرید تو زندگی کسی که خودش مشکلات داره

آدم باشیم درست بریم با دلیل بریم 

دو رابطه رو باهم نگه نداریم

دروغ نگیم. 

 

شب به خیر 

بمرانی گوش کنید❤

 

+ تاريخ جمعه ۱۳۹۹/۰۴/۲۰ساعت 4:38 به قلم خانوم ساکورا |

گگوه تو تنوع طلبی دل بضیا که ما باید تاااوان بدیم 

+ تاريخ پنجشنبه ۱۳۹۹/۰۴/۱۹ساعت 13:14 به قلم خانوم ساکورا |

پارسال این روزا خیلی روزی گهی بود چون پارسال تابستون خودمو وقف تو کردم وقف نو کردم و حاضر نبودم تو کل 24 سال عمرم خودمو وقف کسی کنم نگو که وقف کردن من باعث شده تو بری سراغ یکی دیگر هم وقتی باهات حرف میزدم برات نقاشی میکشیدم عاشقانه نگات میکردم بغلت میکزدم و هر چی اون 5 ماه آخر مثل بت نگام میکردی انگار ی جای دیگر بودی و فقط کالبدت پیش من بودش!

من چرا نمیفهمیدم؟

پارسال دنبال مانتو زد بودم که مبگفتی مانتو زرد نپوش میخواهی بری تو چشم کی؟؟؟؟؟ کفش تابستونی نپوش اونروز که کفش تابستونی پوشیدم با اخم نشستی تا دیگ نپوشم 

دلیلتون چه برای اومدن تو زندگی دختری مثل من؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

که اصرار و اصرار من عاشق تو شدم من اول عاشق شدم

این عاشق شدن تو که کلا انگار چند ماه دووم آورده همه منو قهوه ای تیره کرده 

فقط مدیونم که کل این مدت نقاب زدی وگرنه مگه آدم میتونه ادا خوبا رو دربیاره و آخرش معلوم شه از زیر همه چی بوده

 

+ تاريخ پنجشنبه ۱۳۹۹/۰۴/۱۹ساعت 13:13 به قلم خانوم ساکورا |

تو توی ناامید شدنای امروزم و روزهای بعدتر حتی دخیل چون برای من تصمیم گرفتی زر مفت زری بهم تحمیل کردی نزاشتی کفش تابستونی بپوشم نزاشتی پیشرفت کنم به جاش خودت افتادی تو دور سیگار و شلوار زاپدار و پیرهن های تنگ که سلیقه من نبود سلیقه اون دوست پسر دزد بود .ولی اگه اون نبود از کجا میفهمیدم با به آدم ضعیف النفس هول در ارتباطم با ی آدم محجوب نما

+ تاريخ پنجشنبه ۱۳۹۹/۰۴/۱۹ساعت 4:16 به قلم خانوم ساکورا |

خداروشکر از اینایی نیستم که اگه با ی آدم آشنا شم آدم قبلی رو تو خودم نکشم نه که مثل تو 6 ماه بدون حس تو رابطه س نفره قل بخورم. 

+ تاريخ چهارشنبه ۱۳۹۹/۰۴/۱۸ساعت 2:14 به قلم خانوم ساکورا |

همونطور که به آقای لانگ دیستنس همه چی رووون ساده بود با تو همه چی پیچیده و گند بود.

خودمو زخمی کردم خونم بند نمیاد مامانم میگه حقته حقته من مگه علم غیب داشتم خدا؟؟؟؟؟

+ تاريخ سه شنبه ۱۳۹۹/۰۴/۱۷ساعت 2:41 به قلم خانوم ساکورا |

سرم داغه پاهام یخه کروناس؟؟؟؟؟؟؟

+ تاريخ سه شنبه ۱۳۹۹/۰۴/۱۷ساعت 2:39 به قلم خانوم ساکورا |

همه مدل آدمی نمیتونه خودکشی کنه

ادمای معمولی نمیتونن خودکشی کنن

امروز متوجه شدم

آدم معمولی نمیتونه

+ تاريخ سه شنبه ۱۳۹۹/۰۴/۱۷ساعت 2:39 به قلم خانوم ساکورا |

دلم میخواد مثل ی پر خر جا که دلم خواست برم مثل ی پر سبک باشم و همه جا یشینم دلم میخواد آروم باشم واقعا آروم باشم نه که ادای آروم بودن ها رو دربیارم امروز خیلی حرص و دقی بودم متاسفانه حقایق جدیدی کشف کرده بودم. دلم میخواد خوب باشم خوب واقعی. دلم میخواد به عیچی تو این دنیا وابسته نباشم هر لحظه که آماده مردن بودم بمیرم من میخواهم از مردن نترسم میخوام طوری زندگی کنم که هر وقت که مرد تو قبرم دق نخورم.اصلا فکر که میکنم این دنیا داستانش اینکه باید ی طوری زندگی کنی که هم برای دنیات خوب باشی هم برای آخرتت.وقتی قبل این اتفاق ها خودمو یادم میاد باورم نمیشه این اسکلت امروز منم.هیچکس رو ندارم باهام حرف بزنه با مامانم و مرجان و داداشم انقدر حرف زدن خودشون با دهان من به فاااک رفتن از حرف زیاد. 

باید مواظب باشم هر کسی رو نیارم رو بعد زندگیم 

اصلا باید چطور زندگی کنیم گه فردا روز پشیمان نباشیم؟ 

مثلا تو کارایی که با من کردی و یادت میره؟

یادت میره از من چی ساختی یا نه؟

میدونی چرا انکار میکنم گاهی چون باورم نمیشه ی آدم اونقد حرومزاده باشه که خودش بیاد تو زندگی من و بعد از یکسال هوووو باره برام و تازه بعد  از 5 ماه کاری کنه بزارم برم.

تو یه لوووووومپنی همین و بس.

 

+ تاريخ دوشنبه ۱۳۹۹/۰۴/۱۶ساعت 20:49 به قلم خانوم ساکورا |

اگه این که توم میلوله کرنا باشه ترجیح میدم زودتر بکشم حوصله درد کشدن دیگرانو مریض کردن عذاب وجوانش و این حرفا رو ندارم.

گفنم؟ من هنوز دوستش دارم 

آدمی رو کهمنو که با چنگ و دندون به دست آوردمنو  و تو باد رهام کرد 

آدمی که دلیل رفتنش رو بهم نگفت 

آدمی که کاری کرد که بزار برم 

آدمی که ماهها رنج کشیدنم رو دید و کاری نکرد 

آدمی که هزار تا فکر بد از خودش جا گذاشت 

آدمی که دیگه فکر و ذکر 10 صبحش نبودم

آه حالم بده 

کوفته شده تنم 

دارم شرررر میگم

بدون شراب 

بدون شراب

 

 

+ تاريخ دوشنبه ۱۳۹۹/۰۴/۱۶ساعت 4:1 به قلم خانوم ساکورا |

سردمه ذانوهام درد میکنن چمه؟؟

این مریضی ریده ست....... تو زندگی های نصفه و نیممون

+ تاريخ دوشنبه ۱۳۹۹/۰۴/۱۶ساعت 2:49 به قلم خانوم ساکورا |

اتفاق های خوب لطفا بیفتید خسته تر از اونیم که اتفاق های کوچولو حالمو تکککون بده.اتفاق های خوب.....

+ تاريخ یکشنبه ۱۳۹۹/۰۴/۱۵ساعت 22:25 به قلم خانوم ساکورا |

امروز داداشم گفت شماره مامانو بده بگیرم بدون هیچ شباهتی من شماره تو رو گفتم ینی لازم مدیونم به آدمی که هیچ سراغی ازم نگرفت و براش کنسرو شدن قلبم مهم نبود هنوز شمارش رو حفظ باشم؟؟؟؟!

+ تاريخ یکشنبه ۱۳۹۹/۰۴/۱۵ساعت 22:24 به قلم خانوم ساکورا |

سلا سلام سلام 

خب خیالتان راحت کسی اینجا رو نمیخونه

کسی اونقدر همت نداره منو بخونه باووووو

کبود افتادم یه گوشه هیچوقت انقدر بی فایده و لجن نبودم که نه درس نخونم نه کار نکنم هم اینکه شکل زامبی یشم 

دارم نامجو گوش میدم دخترا پسرا ای کسانیکه نمیدونید بدونید که من خیلی کصخلم و هر چیزی تو زندگیم و یه شوخی گرفتم منو به فلک رسوند.

خب از بی فایده این روزا نمیتونم قل بزنم و دارم تباه میشم 5 ماهه ترک کردم و یادم اومد اون اکس عنم بهن گفت از دختر قلیونی خوشم نمیاد اما دیدم اواخر سیگاری شده....

من دلم میخواهد برگردم به روزززایی که وقت پروژه دادن نداشتم به روزای سختی که 2 میرسیدم خونه فقط برای اینکه خودم پای خودم وایستم حاضرم برگردم به شبانی که قهوه تلخ تنم و مور مور میکرد تا بتونم درس بخونم من خیلی سختی کشیدم من خیلی بیشتر از همه دخترا کشیدم دیگر اخری ترکش بدی بود که فقط ی حرومزاده میتونست ساطع کنه پسری که اومد تو زندگیم و بعد از اینکه بهش علاقمند شدم رهام کرد و تا روز آخر قاطع ابراز علاقه بهم میکرد تقصیر خودم بود من نباید چیزی رو جدی بگیرم نمیدونید چرا جدی گرفتم وقتی چیزی میخواهد از بین بره تو ناخودآگاه بیشتر دلت میخواهد نره 

این رفتن برای من شبیه رفتن پدر م از زندگیم بود و تبعات شکل اون روزا رو تحمل کردم پس فکرر نکن  که من راحتم و راحت بودم و تو رها کردی و اتفاقی نیفتاد. 

خدایا شکرت برای بودنت برای بودنت 

من برای اولین سال داشتنت با همه جنگیدم تو چی 

آغوش کی مستت کرد؟؟؟

+ تاريخ یکشنبه ۱۳۹۹/۰۴/۱۵ساعت 0:44 به قلم خانوم ساکورا |

اعصابم واقعا تخمک گذاری شده رو به بمب گذاریه چونکه 4 ماهه کتاب سجاد افشاریان رو گم کردم و هیچ گوری نیست نمیدوم کاست نکته دست عن عاقا مونده باشه به علاوه اون ترانه های عاشقانه جهان کدام گرفت بببنده به ناف کدوم عن خانوم بی بند و بار!

در همین حین انرژی گوه طور داداشم 

این بشر انتظار داره بیفته رو مدار ......با این انرژی عنش؟؟

دندون درد داره میاد سراغم

راستی بچهها گفتن باز کانال بنویسم

بدون حضور عن عاااااقااااایاااان! 

+ تاريخ شنبه ۱۳۹۹/۰۴/۱۴ساعت 1:2 به قلم خانوم ساکورا |

بعد ار لانگ دیستنس با کسی نبود شاید نزدیک دو سال و بعد تو اومدی و مثل خوبا مثل عاشقا مثل مهربون ها.با رفتار های غلیظ که بعد ها فهمیدم رفتار های غلیظ ترسناک هستن.

 

 

ینی امشب امام رضا ملجا من هست

ینی خدا حرفای ریز ریزم و گوش میکنه

 

من دقیقا همون درمونده ام

داشتم به میم میگفتم 

گفتم من خیلی دیدم سختی تو زندگیم ولی هیچی از پا درنیورد منو هیچی فرسودم نکرد هیچی موم رو سفیر نکرد 

این ندونم کاری این بچه باری ولی کرد 

واقعا هدف چبه آدمی که ی روز خودشو پرت میکنه تو زندگیت بدون اینکه فازی داسته باشی ابراز علاقه محبت دلبری حمایت کمک درسی پشتتو میگبره نمیزاره تنها بری جایی از خودش میزنه وقتی تو دل وری میبینت گریه میکنه برای مرضات گریه میکنه از برنامه هاش میگه از اینکه تو جزشونی نمیگه من کم دوسنت دارم نمیگه حالا شاید مال هم نشیم حالا من همه این ها رو به اون میگفتم و اون میگفت هیس هیس من نمیزارم که نرسیم.ی تایمی قبل کات خرده رفتار های مشکوک میدیدم که تو پست قبل گفتم ولی دوستتتم داشتم ولی با اون چیزایی که میدیدم امیدم برا آینده میپاشید ولی تو هر بار نی اومدی میگفتی دوستم داری و از دلم در می آوردی.....

من نمیتوانم آدمی رو تحمل کنم که همزمان با من هزار نفر رو چک کنه من هزار بار بهت گفتم برای خودم باش

اونقدر معرفت داشتم که هر بار که خواستم کات کنم نکردم چون تو حالت بد بود و خودم هنوز دوستت داشتم

ولی تو منو از خودت کندی و خیلی دردم گرفت

بدیش اینه که تو دم دمای کات رابطتت رو بیشتر کردی هزار بار بیرون دعوتم کردی و مدعی تر بودی. ...

 

امام رضا تو تسکینم بده 

آرامش میخوام❤

+ تاريخ جمعه ۱۳۹۹/۰۴/۱۳ساعت 3:54 به قلم خانوم ساکورا |

ای حرمت ملجا درماندگان

اولین باری که رفتم مشهد ی فنچ خسته بودم که در به در دنبال کتاب و فیلم میگشتم ماه رمضون بود.

دفعه دوم در رابطه لانگ دبستانی بودم و تنها حس بزرگ اون سفر بدام قطار بود انگار قطار نبود انگار آدم بود ی آدم که به حرفام گوش میداد

دفعه سوم نرفتم 

قرار بود با تو برم 

قرار بود با تو برم 

اما این قرار مآل وقتی بود که فکر میکردم تو ار همه بیشتر دوستم داری

داشتم فکر میکردم خودت به همه چیز اصرار و عجله دادی 

خب طبیعیه تو از اول میدونسیتی داستان از چه قراره 

چه دلیلی داشت ی خروار سوغاتی بیاری

چه لزومی داست خانواده من در جریان باشن

اصلا بهم بگو چی از دست دادی تو این رابطه تا بهت بگم الاغ منم که تو آسانسور فودکورت جلو دوستت خفه خون گرفتم الاغ منم که اولین کادویی که بهم دادی رو با دوز و کلک ازم گرفتی حتی کادو تولدم رو ولی خودتم میدونی من اصیل زاده تر از این حرفام خورده تر و پوشیده تر و دیده تر از این حرفا بودم...اینو این روزا خوب درک میکنی عشقت خوب بهت نشون میده من کی بودم با هر آدمی که برخورد کنی هی بیشتر متوجه پیشی من کیم من کجا و چیم

الاغ من بودم که هیچکسی از طرف تو در جریان ما نبود 

الاغ منم که مادرت منو ندیده قضاوت کرد و.....

الاغ منم که وقتی دلم گفت بهش اعتماد نکن کردم

وگرنه کی یوهو از عشقش دست میکشه جز کسی که صدبار بهش فکر کرده جز کسی که چیزی رو مخفی کرده جز کسی که دیگه دردسترس نیست جز کسی که رفتارش تغییر کرده جز کسی که به من میگه تنها برو صادقیه جز کسی که از دشمن هم با من بدتر رفتار میکنم 

جز کسی که کاری میکنه دیگه ار خودم بدم بیاد

جز کسی که عز و جز منو پشت تلفن به سخره میگیره که به عشقش برسه.....

بسه 

بسه 

بسه 

من چه گناهی داشتم که تو انقدر بد کردی باهام؟

+ تاريخ جمعه ۱۳۹۹/۰۴/۱۳ساعت 3:45 به قلم خانوم ساکورا |

از بی معرفتی های عالم نگم براتون 

امروز بادم اومدچرا به دوست پسر سابقم نگفتم که چرا ایدی تلگرام زویا عن خانوم رو حفظی و جلوس من وارد میکنی مسخره کنی طرف رو 

یا وقتی دیدم با بات ناشناس چت کردی یا اینکه تفاهم سنجی گرفتی با زهرا خانوم ک.و.ن که تپیدنم کیه گرفته بودی و تا من گریه کردم پاکشون کردی درختای پارک شاهدن آنشب سر شام تا خرتناق گریه کردم تازه اونموقع هنوز انقدر وقیح نشده بودی که هنوز حرمت سرت میشد نزدیک تولدم بود که سر همین رفتیم دربند و برام کادو خریدی.

حتی وقتیکه ی دختر ولنگار اسمش سمیرا بود توی تلگرام سید بود و ادعا کردی دوست دختر دوستتع آه 

حتی وقتی خواهر محجبه ی سینا رو اسکیت گرفتی 

یا عکس های متفاوت فرناز جونت

میدونی از چی بدم میاد اینکه تمام لحظاتی که داشتم به بند بند وجودت فور میکروم و عاشقانه دوستت داشتم تو آدم های مختلف تو سرت عروسی گرفته بودن و اغوات میکردن. 

من نه قضاوت مسکنم نع هیجی اونچه نوشتم بالا رو با چشم دیدم من ساده ام بدبختم گاوم ولی تو بی که به من تو این شرایط بد شدی تویی که نگفتی چرا تویی که باید زودتر فاش میکردی و نکردی اسم تو چه موجودیه

خدا روشکررر که  اینجا رو هم نداری دیگه

متاسفم دیگ عاشقانه هامو مستحق کسی نمیدونم

+ تاريخ جمعه ۱۳۹۹/۰۴/۱۳ساعت 0:45 به قلم خانوم ساکورا |

تف همین و بس 

کرونا کی میرررره! !!!!!!!

اه

+ تاريخ پنجشنبه ۱۳۹۹/۰۴/۱۲ساعت 23:18 به قلم خانوم ساکورا |

ولی من هنوزم اون فیلمی که توش بهم کادو تولد میدی و چشمام برق میزنه و ناراحت میشم از کارت و ندارم....

اون موقع هم عاشق کس دیگ بودی؟

آبان که تگت میکردن ملت چی؟

 

با اون فیلم گریه میکردی که نتونستی بهم کادو بدی 

عزیزم تو بزرگترین کادو دنیا رو بهم دادی

+ تاريخ سه شنبه ۱۳۹۹/۰۴/۱۰ساعت 2:40 به قلم خانوم ساکورا |

شاید......

اون یکی دیگر رو دوست داره که نشد بهم بگه آره

نتونست به روم بییاره . 

#عزیزم تو لازم بود به ردم بیاری هنوز یادم نرفته تو پل هوایی دم دانشگاه داشتم آبپز میشدم و پیام میدادم چرا اومد تو زندگیم و گفتی چون دوستت داشتم.

باید ازت میپرسیدم آیا اونقدر دوستم داشتی که ماه ها وقت گذاشتی به عشق متقاعد کتی منو و در نهایت بهم نشون بدی که این رابطه مهم نیست.بایر ازت میپرسم به شرایط و دشواری های زندگیم نگاه کن من آماده رنج مضاعف نیستم. باید ازت میپرسیدم عشقت اونقدر هست که میخوای منم قاطی پاطیش کنی؟؟؟ باید میپرسیدم به قیمت بیکار سوت از کارم و احترام کارفرماها بهم به بی اعتمادی عمکارام بهم می ارزه؟

باید ازت میپرسیدم حالا بعد از اینکه درگیرم کردی بلدی بعدش دمای عشقت رو زیاد نگه داری تا نلرزم؟؟باید میپرسیدم اگه رها کردن در کاره وقتمو نگیر درگیرم نکن باید میگفتم اهل رفت و آمد نیستم.اگر از اول حسی داشتم دلم نمیسوخت دلم از این میسوزه که درت ارزش دیدم ارزشی که....گفتم سعی میکنم به خودم اومدم دیدم دوستت دارم شاید بخشیش به این برمیگشت که خیلی خلا پناه داشتم و تو مجسمه پناه بودی.چرا وقتی قرار بد باشی قراره زیاد و زود راحت بری زود عاشق همه بشی وقتی قلبت گرو ملت هست میاین تو زندگی دیگرون.

ولی من هیچی نپرسیدم چون تمام اون مدت برام مهم نبود 

میدونی کی مهم شد؟؟؟ دقیقا وقتی داشتم به ستون بودنت ایمان می آوردم لغزیده بودی اونروزا بیهوده گریه میکردم ولی نمیدونستم چرا بعد ها دونستم شاید برای لغزش های تو بوده که حس های زنونه تخمی بهم غلیان میکرده 

فلش بک به اول متن اونجا که دیگه حتی حاضر نبودی تا دفتر مشاوره منو برسونی تا اونجا که از محل کارت تا مترو آنلاين بودی.

با خودت فکر کن فقط ی بار فکر کن مرور کن که چند بار منو کشتی چیز راحتیه؟ ی دختر تو به هفته بفهمه عشقش زود خوابش میره گریه میکنه گوشیش خاموش و نا دسترسه که جلو مامانم بگی دیدم شده باید فاتحه میخوندم جای فاتحه خوندن خودمو بغل میکردم....

من ساده بودم 

ساده بودم 

ولی تو از درد دادن به من از رنج به من از سو استفاده از سادگیم چه سودی بردی؟؟؟چی مثلا؟ رابطه ازاد؟؟ ماشین یا پول؟ من تو رو اشتباه شناختم. 

و اینکه با خودت مطمئن باش من چیز هابی رو میدونم که نه برا تو نه کسی بر ملا کردم آبروت رو رفته بدون من اونروز گوشیتو کامل چک کردم.....

برای تو که مرا ربودی و خفه شده رها کردی

 

وقتی یکی روی گلوت چنگ بندازه جاش شاید به روز بره اپا همیشه و همه جا موقع خواب حس خفگی داری. 

+ تاريخ دوشنبه ۱۳۹۹/۰۴/۰۹ساعت 1:50 به قلم خانوم ساکورا |

من به وقتتتااااییی از پس به چیزایی برنمیام ابن روزا هم برام پبش اومده له شه زیر افکاری که دست خودم نبوده تاب نیوردنه دست خودم نبوده. 

 

من همیشه از جیزایی که دست خودم نبود بدم می اومد 

حالا از تصمیم های تخمیم رنج میبرم

 

 

به سوال مطرح میشه

که بزار قورت بدددددمش

+ تاريخ یکشنبه ۱۳۹۹/۰۴/۰۸ساعت 3:28 به قلم خانوم ساکورا |

خواستم آدرس اینجا رو تعبیر بدم اما مطمئن نیستم. قدم هلی بلند ولی زنانه با موجی از اقتدار مردانه عادت به لاس زدن و خندیدن و افطار ریزی ندارم و برای همین در محیط کار آدم متفاوتی تلقی میشوم همیشه همینطور بوده ام با وجود ظرافت و پیچ و خم طبع درونم دوست ندارم جلوی هر مردی مثل خودش رفتار نکنم. مقنعه قرمه ای سر دوخت پوشیده ام. هوا گرم است از تابستان بدم می آید از پاییز د زمستان و همه ش. کوله پشتی زرد رنگم را روی میز میگذارم.میز کارم مثل اسکلت آدمیان است.صندلیاش اما نرم و از برای حوزیان است.

برای عمر خودم همیشه برنامه داشته و دارم غیر از جاهایی که شکاف برداشته و گفتم اوکی من وااااا میرم خودمو لش میکنم تو تصمیم بگیر تو کدوم چاه بپرم.

ااز اینکه قلمم را هر کسی دوست ندارد خوشم نمی آید .اعضای کانال را دوست دارم هر 100تایشان با اینکه پیام خداحافظی نوشته ام لفت نمیدهند. 

میدانی خلا و گرداب 

میدانی تو دنیای موازی روی سن تیاتر دارم زر مفت میزنم صحنه ای که مجبورم شراب سناتور بکشم به کارگردان میگم بلد نیستم سیگار بکشم میگه مثل آینه که به معشوقه ات بگیر بلد نیستم لبتو ببوسم.

فندکی که از بابام مونده و روشن میکنم سیگار روشن میشه سرفه میکنم.پدرم سیگار های مرغوب میکشید نامرغوب هم.همیشه براش منتانا و کنت میخریدم.

یکبار هدیه سیگار جی وان ش رو تو دبیرستان بهم نشون داد ولی نکشید نکشیدم

تو دنیای موازی مجبور بودم بع بازیگری که دوستش ندارم بگم دوستش دارم بدتر از اون که پیرهن بلند مشکی عجیب غریبی تتمه انگار که منتظر بودم تو سیاه چادر زندگی کنم

از پسره بدم میاد از چشمانش و دماغش و حالت دستاش منو یاد یکی مینداره که دلم میگه یادش نیفت

به کارگردان میگم

از اونروز 20 تا بسته سیگار تموم کردم

میگه دختررررررررر چخبرته

یاد زهرا میفتم و اتوبان زین الدين و توصیه اش وقتی داشتیم از فست فود کوفتیمون برمیگشتیم

دیگه گلایه ندارم 

پند ندارم نگران حال من بودی نگران وجدانت بودی که تو ناشناس گوه خوردی؟

حال بد من تموم نشده نمیشه یادم نمیره 

فکر نکن حال خوب بیاد سراغم ینی تو رو بخشیدم ینی برو دنبال کسی های بعدیت ینی برو خوش باش.میدونی خیلی نادانی تو نیاید منو انتخاب میکزدی خودت میفهمی چرا و اگه اینجا روخوندی این جمله یادت بمونه بهت میگم باید کجا استفاده اش کنی😂

هوا پسه 

میخواهم بخوابم جدیدا از خواب شب خوشم نمیاد دلم میخواهد ریچچچل باشم.

اوه بلا بلا بلا شبببخیر بابا

+ تاريخ یکشنبه ۱۳۹۹/۰۴/۰۸ساعت 2:20 به قلم خانوم ساکورا |